|
عاشق خدا باش تا معشوق خلق شوی
|

از یک نگاه صمیمی
با آن همه شتاب ،
در اشتیاق و محبت
بر آرمان من ، جاری شدی
و پیوسته
در توحش پر اضطراب قلب من
با رنگ نرم عشق
معنا شدی !
ای آشیانه ی شوق
آغوش باز کن
و این نحیف را
در شهوت سکوت و صداقت
در لابلای اینهمه گلوی زخم دار
در عمق شراره های داغ عشق
در قعر آتش و سوز
غرق کن ؛
تا در لذت فنا
یا انتهای غنا
با تداوم بقای تو
لبریز شوم .
من از حصار کهنه و زندان قلب خود
با چشم پر امید ...
به روزنه ی نور تو
دلبسته ام ؛
من از میان سوزش شبهای سرد خود
به عمق آتش خورشید آسمان تو پرواز کرده ام !
ای هادی جاودانه ی مقصود من ،
این روح سرد و زمستانی مرا
در مجلس شراب و شهادت خدا
دعوت نما !
تا از فرشتگان
این عشق بازی غریب را
از بَر شرم .
۱۲/۰۲/۱۳۸۸ فانی " اکبر سپهری "